به گزارش خبرنگار فرهنگی سراج24، فرش قرمز، عکسهای یادگاری، موسیقی های متفاوت و رژه های خاص بر روی استیج. همه اینها را که در یک قاب کنار هم بگذاریم یک «جشنواره» اعم از فیلم، موسیقی، تئاتر و نقاشی و... را تشکیل می دهند. جشنواره ها در دنیا با سبکی خاص اجرا می شوند. اینکه فرهنگ بیگانه و مفهوم «دیگری» برای بسیاری از هنرمندان تعریف نشده است، به کنار، اما گاهی اوقات قواعد بازی در این جشنواره ها از هنرمندان «دیگری» و «بیگانه» می سازد. بیگانه از مردم و هویت اصلی که قرار است مامن و پناهگاه اهل هنر باشد، اما گاهی یک اتاق یک سفارتخانه یا کف و هورای یک سالن شلوغ جایش را با مردم عوض می کند.
این روزها خیلی از هنرمندان متعهد از این فضا زده شده اند و اعتنایی به این فضا ندارند. آخرین نمونه اش حسین علیزاده که عطای شوالیه را به لقایش فروخت و به نام حسین علیزاده بسنده کرد.
نگاه جشنواره ای هزینه زاست، فسادآور است و البته طرفدارانی دارد. واقعیت این است که همیشه ی تاریخ فساد طرفداران خود را داشته است.
مدتی پیش بهروز افخمی کارگردان باسابقه کشور تعبیر جالبی از جشنواره ها داشت. این تعبیر از زبان کسی که خود سالها در مسیر جشن و جشنواره و فیلمسازی حرفه ای بوده است، واقعی می نماید؛ من از زمانی که فیلم هشت میلمتری اولم را ساختم و آن را به جشنواره اتحادیه فیلمسازان آسیاو اقیانوسیه فرستادم؛ از فضاهای جشنواره ای متنفر شدم. بعد از آن هم از شرکت در هیچ جشنواره ای خوشم نمی آمد... به طور کلی من از رفتار سیرک واری که در جشنواره ها پیش می آید خیلی بدم می آید. مثلا از این فرش قرمز و انبوه عکس گرفتن ها بدم می آید. فضاهای جشنواره ای اصلا فضاهای جدی ای برای فیلم دیدن نیست.
افخمی در ادامه تجربه یک کارگردان آمریکایی را اینطور روایت می کند: «یادم است در یکی از جشنواره های فیلم کن که درمورد فیلم یک فیلمساز آمریکایی میگفتند فیلم خوبی ساخته است. وقتی من با او صحبت می کردم به او گفتم: من فیلمت را ندیدم ولی از صحبتهای که شنیدم فکرمیکنم که فیلم خوبی ساخته باشی. او هم در جواب من گفت: خوب شد که فیلم من را در این جا ندیدی، اینجا جای فیلم دیدن نیست چون اینجا سیرک است. این تعبیر برای من خیلی جالب بود.»
رویکرد «غیرجدی» جشنواره ها، چند سالی هست که دامن گیر سینمای ایران شده است. فیلمهای سیاه با عناوین اجتماعی و صدالبته سیاسی مورد استقبال جشنواره های خارجی قرار می گیرد. هرچقدر این فیلم ضد ایرانی تر باشد، کف و سوت و هورا رایش بیشتر می شود.
بسیاری از منتقدان آمریکایی زمانی که بن افلک روی سن رفت و برای فیلم ضعیف آرگو جایزه اسکار گرفت، با ابراز تاسف برای اسکار از تعبیر «پالیوود» استفاده کردند. آنها می گفتند، جایزه های اینچنینی حاصل ترکیب هالیوود با سیاسیت(Politic) است.
اقرار ناظران آمریکایی به سیاسی بودن جشنواره ها در حالی است که، برخی از روشنفکر نمایان با فرو بردن سر در زیربرف خود را به نادانستگی می زند و می گویند:«هنر برای هنر». حال آنکه قرار برای ساخت فیلم بعدی هم در همان رستورانهای محل برگزاری جشنواره ودر اثر مباحثه با یک فرد سیاسی گذاشته می شود.
ابراهیم حاتمی کیا در شبی که منتقدانه و ناراحت از رویکرد برخی کارگردانان گفت: «آنهایی که با آن طرف آب در ارتباطند خدارا شکر همیشه دلارشان میرسد و مارکوپولو هستند و در آن سوی آب ها رنگ عوض میکنند و عکس های مختلف می اندازند. این گروه هم دنبال سینمای جشنواره ای و روشنفکری هستند و دیده بانی این دسته برای آن طرف آب است و نمیخواهند مخاطب ایرانی را تحت تاثیر قرار دهند.»
امسال در شرایطی جشنواره سی و سوم فجر در بهمن ماه برگزار خواهد شد که دولت یازدهم هم نتوانسته است، جشنواره ملی فجر را که یادگار انقلاب است با راهبرد فیلمهایی که برای این مردم است، مدیریت کند. هنوز فیلمهای مسئله دار و غیر مردمی سالهای گذشته روی میز مسئولان سینمایی اند. فیلمهایی که آنور آب برای آنها بیشتر کف و سوت می زنند. فیلمهایی که مردم حوصله تماشای یک دقیقه از ان ها را ندارند.
اخیرا و به تازگی هم فیلمهایی که نمایندگان مردم آنها را فاقد قابلیت پخش در سینماها دانسته اند، مورد تشویق های مکرر خارجی ها قرار می گیرند. فیلمهایی که حتی با پیام روحانی به سی دومین جشنواره فجر هم تطبیقی ندارند. روحیه امید در هیچ کدام از آنها نیست و مخاطبان اقلیت دارند تا عامه مردم. در این میان جشنواره سی و سوم در شرایطی برگزار می شود که هنوز نگاه مشترکی در میان سینما گران وجود ندارد. سینما همانطور که پیشتر گفته شد در جشنواره فضای جدی به خود نمی گیرد. کارگردانان زیادی گفته اند که جشنواره گریز شده اند و برخی حتی جشنواره ستیز. اما برخی که نان خور جشنواره ها هستند دوست دارند جشنواره به سینما غلبه کند. حال باید دید سینمای جشنواره ای که در یکی دوسال گذشته فیلمهای غیر مردمی در آن تجلیل شده اند، با همه انتقادات کارگردانان مطرحی چون حاتمی کیا، تبریزی و افخمی و دیگران بر سینمای مردمی غلبه خواهد کرد؟



